تبليغاتX
www.marjan-mehdi.blogfa.com

اهل دانشگاهم رشته ام علافي‌ست جيب‌هايم خالي ست پدري دارم حسرتش يك شب خواب! دوستاني همه از دم ناباب و خدايي كه مرا كرده جواب. اهل دانشگاهم قبله‌ام استاد است جانمازم نمره! خوب مي‌فهمم سهم آينده من بي‌كاريست من نمي‌دانم كه چرا مي‌گويند مرد تاجر خوب است و مهندس بي‌كار وچرا در وسط سفره ما مدرك نيست! ((چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد)) بايد از آدم دانا ترسيد! بايد از قيمت دانش ناليد! وبه آنها فهماند كه من اينجا فهم را فهميدم

اگه يه روز ديدي زمين و ادماش به تو اخم كردند دليلشو توي لبهاي بدون لبخند خودت جستجو كن

تركه رفت تعليم رانندگي رفيقش پرسيد چطور بود ؟ گفت : گفت خوب بود ولي مربيه خيلي مذهبي بود . هر طرف من مي پيچيدم مي گفت يا امام رضا يا ابوالفضل

ايينه پرسيد که چرا دير کرده است نکند دل ديگري او را سير کرده است /خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است/ گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است /خنديد به سادگيم آيينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است /گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت خوابي؟ سال‌ها دير کرده است/ در آيينه به خود نگاه مي‌کنم ـ آه!!! عشق تو عجيب مرا پير کرده است/راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه ديرکرده است

بر خاک بخواب نازنين،تختي نيست. آواره شدن ,حکايت سختي نيست. از پاکي اشکهاي خود فهميدم . لبخند هميشه راز خوشبختي نيست

 


 

نوشته شده توسط marjan در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 ساعت 1:30 موضوع | لینک ثابت


از خـدا یـه گل خواسـتــم،اون بـه مـن یـه بـاغ داد من از خدا یه درخت خواستم،اون به من یه جنگل داد من از خـدا یـه دوسـت خواسـتم،اون به من تو رو داد

زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ،چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم

 اگر مجنون شوي تو؛ من ليلي نشوم اگر خسرو شوي تو؛ شيرين نشوم گر شوي سام تو؛ من نرگس نشوم يک بار، فقط يک بار تو آدم شو نامردم اگر که حوا نشوم

 هرکسی هم نفسم شد دست آخر قفسم شد/من ساده به خیالم که همه کاروکسم شد

نگاه..............لبخند لبخند............چشمك چشمك.........دوستي دوستي..........عشق عشق............بوسه بوسه.............فاجعه فاجعه.............مرگ

نمی خوام قلب تو باشم که با هراتفاقی بشکنم می خوام روح تو باشم که تنها لحظه مرگ از تو جدا شم

وقتی چشم هایم غم تمام دنیا را به مهمانی فرا خواند تو نیز با رفتنت این ضیافت را با شکوه تر کردی


 

نوشته شده توسط marjan در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 2:38 موضوع | لینک ثابت


تبریک عید فطر

سلام به تمام دوستان عزیز عید فطر بر همگی مکبارک


 

نوشته شده توسط marjan در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 ساعت 0:39 موضوع | لینک ثابت


 من هميشه از خدا ميخواستم يه کسي رو بهم بده که منو درک کنه و با معرفت باشه و خداي مهربون هم گرچه اين رويا رو دير به واقعيت تبديل کرد اما يه کسي رو بهم داد که بدون اون حتما می میرم

 وقتي ميخواي از كسي جدا بشي بهش بگو واسه هميشه خداحافظ درسته كه قلبشو ميشكني اماحداقل از انتظار نجاتش ميدي

میتونی چشماتو ببندیو منو تو ذهنت تصور کنی. . . . . . . . تونستی؟ . . . . تبریک می گم, شما ماهو رویت کردین. عید فطر مبارک***

 ميدوني رسم زمونه چيه؟:تو چشم ميذاري، من قايم ميشم .........اما تو يکي ديگه رو پيدا ميکني

ديگر دلم از نگاه عاشقانه اي نمي لرزد..تكرار پوچ واژه " دوستت دارم " آن را از معنا تهي كرده..هميشه عاشق بودم ولي اين بار بقچه عشق را پشت كوه ناكجا آباد مي اندازم..به علت فوت صداقت در عشق..............عاشقي تعطيل..............

به نام خدا خالق انسان . به نام انسان خالق غم ها . به نام غم ها به وجود اورنده ي اشك ها . به نام اشك تسكين دهنده ي قلب ها . به نام قلب ها ايجاد گر عشق و به نام عشق زيباترين خطاي انسان

سخت ترین دیدار.... دیدار اونی که به جای همه عشقی که بهش دادی یه قلب زخمی برات یادگار بذاره و تو نگاهش کنی و باز مثل روزه اول دلت بلرزه و حس کنی هنوزم دوستش داری .......بخوای همه تنهایی رو که به امید برگشت دوبارش تحمل کردی تو گوشش فریاد کنی اما حتی نتونی ........ به چشماش نگاه کنی که بفهمه با همه بدیهاش هنوزم با همه قلبت دوستش داری 

 

 


 

نوشته شده توسط marjan در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 ساعت 0:27 موضوع | لینک ثابت


گر نيايي تا قيامت انظارت مي کشم

منت عشق از نگاه پر شرارت ميکشم

ناز چندين ساله از چشم حقارت مي کشم

تا نفس باقيست اينجا انتظارت مي کشم

گریه میکنم کسی جواب گریه مرا نمیدهد
زخم خورده ام ولی میان جمع
یک نفر برای زخمهای دل دوا نمیدهد
چرخ میخورم به لابه لای قلبهای کاغذی
یک نفر در این میانه بوی اشنا نمیدهد
با دلی شکسته از جماعتی گسسته
رو به سوی خویش میروم
روبروی اینه حرف میزنم گریه میکنم
آینه به حرفهای من گوش میدهد گریه میکند

هيچ کس ويرانيم را حس نکرد

وسعت تنهاييم را حس نکرد

در ميان خنده هاي تلخ من

گريه ي پنهانيم را حس نکرد

در هجوم لحظه هاي بي کسي

درد بي کس ماندنم را حس نکرد

آنکه با آغاز من مانوس بود

لحظه ي پايانيم را حس نکرد

امروز مرد دانش کسی است که آفرينش او را از بينش باز نداشت و گفتار او را از

کردار دور ننمود . مرده کسی که از اين باد جان بخش در اين بامداد دلکش بيدار نشد

و بسته مردی که گشاينده را نشناخت و در زندان آز سرگردان بماند



 


 

نوشته شده توسط marjan در سه شنبه دهم مهر 1386 ساعت 0:39 موضوع | لینک ثابت


ساده بودم که تو را ساده تجسم کردم بعد لبخند تو با گريه تبسم کردم آشنا با همه پنجره هاي شهرم چون توراپشت همين پنجره ها گم کردم

زندگي ماحکايت آن يخ فروشي است که درگرماي تابستان يخ مي فروخت چند ساعتي گذشت رهگذري ديد يخهاي اوتمام شده پرسيد: خريدند تمام شد؟ يخ فروش دردمندانه گفت: نخريدند وتمام شد

اگه می دونستی قطره ی بارون وقت دورشدن از ابرا چه حسی داشت " اگه می دونستی یه بندر وقت رفتن کشتیها چه تنها میشه " اگه می دونستی درخت کاج وقت پر کشیدن پرنده ها چه غمگین میشه " اگه می دونستی که رفتنت چه آتشی بر جانم کشید این قدر راحت نمی گفتی : خداحافظ ---

یه روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم! سريع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتي که مي بينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم و حالا مي فهمم ... گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده


 

نوشته شده توسط marjan در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 ساعت 5:44 موضوع | لینک ثابت


تفاوت های زنان و مردان

آينده:
يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود.

موفقيت:
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.

ازدواج:
يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند،ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواج ميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند.

روابط:
اول از همه، يك مرد يك رابطه را يك رابطه بحساب نمي آورد. وقتي رابطه اي تمام ميشود، زن شروع به گريه نموده و سفره دلش را براي دوستان دخترش ميگشايد و نيز شعري با عنوان "همه مردها نادانند" مي سرايد. سپس به ادامه زندگيش ميپردازد. مرد هنگام جدايي اندكی مشكلاتش بيشتر است. 6 ماه پس از جدايي ساعت 3 نيمه شب يك پنجشنبه، تلفن ميزند و ميگويد: "فقط ميخواستم بدوني كه زندگيمو از بين بردي، هيچوت نمي بخشمت، ازت متنفرم، تو يه ديوانه اي، ولي ميخوام بدوني باز هم يه فرصتي برامون باقي مونده." نام اين كار تماس تلفني "ازت متنفرم/عاشقتم" است كه 99 درصد مردان حداقل يك بار آنرا انجام ميدهند. برخی كلاسهاي مشاوره اي مخصوص مردان براي رها شدن از اين نياز تشكيل ميشود كه معمولا تاثيري در بر ندارند.

فيلم كمدي:
فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند.

دست خط:
مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ي" ها و "ن" ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك در انتها آن ميكشد.

حمام:
يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود داد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند.

خواروبار:
يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسر مي خرد.

بيرون رفتن:
وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني براي بيرون رفتن حاضر است. وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود.

گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند.

آينه:
مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند -- آينه، قاشق، پنجره هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان...

تلفن:
مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند.

آدرس يابي:
وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: "فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،" و "ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم."

پذيرش اشتباه:
زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است.

فرزند:
يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند.

لباس شيك پوشيدن:
يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند.

شستن لباسها:
زنان هر چند روز يك بار لباسهايشان را ميشويند. مردها تك تك لباس هاي موجود در كمد، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را مي پوشند و هنگاميكه لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند.
(اين يکی رو واقعا راست می گه! من خودم تا زمانی که ظرف تميزی در کابينت موجود بود امکان نداشت ظرف های قبلی را بشورم!!! خوشبختانه ما چند سری بشقاب و قاشق چنگال داشتيم-پيشی)

اسباب بازي:
دختران كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي ميرسند علاقه شان را از دست ميدهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نميشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر ميشوند. نمونه هاي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري و كوچك، تلفنهاي اتومبيل، مخلوط كن و آب ميوه گيري، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني هاي كنترلي، گيمهاي ويدئويي، هر چيزي كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل براي كار كردن به شش باتري نياز داشته باشد.

گل و گياه:
يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است.

سبيل:
بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد.

اسامي مستعار:
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.
موقع دريافت صورت حساب هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورت حساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند.

پول:
يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن
1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد.

بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود.

 



 

نوشته شده توسط marjan در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 ساعت 3:32 موضوع | لینک ثابت


پیام مدیر وبلاگ

سلام سلام سلامحالتون چه طوره؟ببخشید تو این چند روز به علت فوت مادر بزرگم نمی تونستم اپ کنم.ولی حالا اومدم اپ کنم.راستی از دوستانی که تو این مدت هم اومدن وبه من سر زدن ممنونم.

خیلی خوشحالم که دوباره اومدم پیشتونخوب دیگه بریم سراغ اپ امروز امیدوارم خوشتون بیاد.موفق باشید دوستدار شما مرجان


 

نوشته شده توسط marjan در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 ساعت 3:25 موضوع | لینک ثابت


تقدیم به انکه به فرشته ها پیوست

سلام دوستان می دونید از دست دادن یه عزیز خیلی سخته و منم امروز مادر بزرگ عزیزمو از دست دادم.خیلی دلم براش تنگ شده کاش هرگز از پیش ما نمی رفت.لطفا برای شادی روح مرحومش فاتحه بفرستید.


 

نوشته شده توسط marjan در شنبه هفدهم شهریور 1386 ساعت 0:34 موضوع | لینک ثابت


خواستگاری


 

يك هفته پس از خلقت آدم:
چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشكلي نداشت و چاي داغ را روي خودش نريخت.

پانصد سال پس از خلقت آدم:
با يه دونه دامن از اون چيني خال پلنگي ها ميري توي غار طرف.بلند داد مي زني:هاكومبازانومبا(يعني من موقع زنمه(
بعد ميري توي غار پدر و مادر دختره. با دامن چين چيني جلوت نشسته اند و مي گن:از خودت غار داري؟دايناسور آخرين مدل داري؟بلدي كروكديل شكار كني؟خدمت جنگ عليه قبيله ادم خوارها رو انجام دادي؟بعد عروس خانم كه اون هم از اين دامناي چين چيني پوشيده با ظرفي كه از جمجمه سر بچه دايناسور ساخته شده برات چاي مياره و تو مي ريزي روي خودت.

دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم:
انسان تازه كشاورزي را آموخته.وقتي داري توي مزرعه به عنوان شخم زدن زمين عمل مي كني با ديدن يه دختر متوجه ميشي كه بايد ازدواج كني.براي همين با مقدار زيادي گندم به مزرعه پدر دختره ميري .اونجا از تو مي پرسند:جز خوت كه اومدي خواستگاري چند تا خر ديگه داري؟چند متر زمين داري؟چند تا خوشه گندم برداشت مي كني؟ آيا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده اي؟
بعد عروس خانم با كوزه چاي وارد ميشه و شما هم واسه اينكه نشون بدي خيلي هول شديد تمام كوزه رو روي سرتون خالي مي كنيد.

ده سال قبل:
شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازي به اين نتيجه مي رسيد كه بايد ازدواج كنيد و از مادرتان مي خواهيد كه دختري را برايتان انتخاب كند.در اينجا اصلا نيازي نيست كه شما دختر را بشناسيد چون پس از ازدواج به اندازه كافي فرصت براي شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چاي ريزون كماكان پا بر جاست.

هم اكنون:
به دليل پيشرفت تكنولوژي در حال حاضر شما به آخرين نسخه ياهو مسنجر احتياج داريد.البته از"ام اس ان" يا "آي سي كيو"هم مي توانيد استفاده كنيد ولي انها آيكنهاي لازم براي خواستگاري را دارا نمي باشند . پس از نصب ياهو مسنجر به يك روم شلوغ رفته هر اسمي كه به نظرتان زيباست "اد" مي كنيد و با استفاده از آيكنهاي مربوطه خواستگاري را انجام مي دهيد . البته ياهو قول داده كه نسخه جديد داراي امكانات ازدواج و زندگي مشترك نيز باشد


 

نوشته شده توسط marjan در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 ساعت 3:47 موضوع | لینک ثابت


مسابقه در 100 ثانيه

 

@ الو سلام. خواهش ميكنم شركت كننده عزيز خودشونو معرفي كنن.
# سونیتا ساندیس نژاد هستم، 28 ساله و دكتراي فيزيك اتمي گرايش اسب دواني دارم. كارشناس مسائل خاورميانه هم هستم
@ خب اگه موافقين مسابقه رو شروع كنيم. كدوم شماره رو انتخاب ميكنيد؟
# من به نيت 14 معصوم شماره 22 رو انتخاب ميكنم.
@ و ميريم شماره 22 رو كه بلي خانه بازيها هست. كدوم بازي رو انتخاب ميكنيد؟
# من بازي تصوير شناسي رو انتخاب ميكنم
@ خب خانوم حسن پور تصويري كه ميبينيد مربوط به كدام يك از گزينه هاي زيره؟
الف - پرتره اي از عيسي ترا اوره.
ب - دندانهاي كرسي كروكوديل.
ج - کودکي آنجلينا جولي .
د - تصويري از شيخ پشم الدين آقايي.
# فكر ميكنم گزينه اول درسته.
@ جوابتون اشتباست چون تمام گزينه ها غلط بود و جواب درست تصويري از يك دبه خيار شور بود و شما 15 ثانيه رو از دست
داديد. خب حالا چه شماره اي رو انتخاب خواهيد كرد؟
# آقای مجری خواهش میکنم شما هم کمک کنید.
@ چشم خانوم ما تا حدی که بتونیم سعیمونو میکنیم. خب حالا چه شماره ای رو انتخاب میکنید؟
# شماره 17.
@ بله خانه 17 مربوط به سئوالات مربوط به معارف اسلامیه. و اما سئوال:
13 رجب چه روزی است؟
الف - تولد حضرت علی (ع)
ب - تولد حضرت عیسی ترا اوره (ع)
ج - روز جهانی مبارزه با موات مخدر
د - روز ملی شدن صنعت نفت

# امممم. سخته یه کم کمک کنید خواهش میکنم.
@ ببینید از بین الف و ج یکی رو انتخاب کنید.
# الف... نه جیم درسته. جیم.
@ میریم که ببینیم پاسخ درست رو و بله اشتباست گزینه الف درست بود و شما 30 ثانیه رو از دست دادید. خوب حالا 10 ثانیه فرصت دارید. ادامه میدید یا 2750 تومن رو از ما هدیه قبول میکنید؟
# اااااااممممممم ... آقای مجری کمک کنید ...
@در این مرحله نمیتونم کمکی بکنم ... مــــــــــــــــــي فروشيد يا ادامه مسابقه ؟؟
#ادامه ميدم ... بخاطر شبکه سه شماره پنج ...
@ و میریم که آخرین شانس این شرکت کننده رو ببینیم. و بعلللللللله ... بلللللللللللللللللللله ... خانه جایزه. شما برنده کمک هزينه عمل دماغ شديد. امیدوارم دماغ جدیدتون مبارکتون باشه !!!


 

نوشته شده توسط marjan در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 ساعت 2:41 موضوع | لینک ثابت


درجوانی غصه خوردم هیچکس یادم نکرد در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد آتش عشقت چنان از زندگی سیرم کرد آرزوی مرگ کردم ولی مرگ هم یادم نکرد

قلب آدما مثل یه جزیره دور افتاده میمونه. اینکه کی برای اولین بار پا به جزیره میذاره مهم نیست. مهم اون کسیه که هیچ وقت جزیره رو ترک نمی کنه


 

نوشته شده توسط marjan در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 17:24 موضوع | لینک ثابت


*********

بگذار به تو بگویم که جای خالیم و پاره کرده و سنگینی غم تو کمرم و شکسته

بگذار به تو بگویم که در زیر باران در صحرای خشک کویر من خسته ترین جنگل استوایی

در تاریکترین شب بی ستاره با فانوس چشمانت راه بسوی نور خواهم بردو راه بسوی روشنی

خورشید همچون شاپرکان در باغ گل.

واژه های کلامت را تا پای مرگ خواهم ساخت ناله هایم را با کبوتر قسمت می کنم اشکهایم

را به دامن ابر می ریزم و خنده هایم را به آفتاب می بخشم

ناله هایم را به باد هدیه می کنم و غم هایم را بدوش می گیرم و به جستجوی سنگ صبور

از دشتی به دشتی و از شهری به شهر دیگر سفر می کنم.

اما غم در خانه ها لبریز است  و دیگر برای من جایی نیست پس بگذار غم هایم را به تو بگویم

 که در قلب من جای داری و دلی به وسعت دریا.

                                                                      


 

نوشته شده توسط marjan در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 4:16 موضوع | لینک ثابت


 

 

>-->-o
می دونی این چیه؟ این منم که از دوری تو مردم!

 

وزیر آموزش و پرورش اعلام کرد: معلمینی که چون شمع می سوزند، تا پایان سال ۸۶ گازسوز خواهند شد

 

 تا حالا فکر کردي اگه نوماس اديسون نبود، مجبور بوديم تو تاريکي تلويزيون نگاه کنيم؟

 

 هميشه مي گفتن پيدا کردن يه دوست خوب خيلي سخته اما من باورم نمي شد.
تا اينکه تو رو ديدم که براي پيدا کردن من چه قدر زحمت کشيدي!

 

 امروز سالروز تولد پت و مته ! تو هم مثل من این روز رو به خنگ ترین کسی که میشناسی تبریک بگو!!!
جنبه داشته باش واسه خودم نفرست.

 

 می دونی که تا به حال در عمرم چیزی ازت نخواستم اما دوست دارم برای اینکه علاقه ات رو بهم ثابت کنی... یک دقیقه ... فقط یک دقیقه ی ناقابل به خاطر من نفس نکش تنها چیزی که از تو می خوام

 

 ريزش موهاي خود را به دست خدا بسپاريد . . . شامپو يـــــد الله

 

خر
خر
خر
خر
خر
خر
خرابتم رفيق...!
ببخشيد زبونم يخورده مي گيره

 

بوش، پس از پایان دوران ریاست جمهوریش: خوب ما دیگه کارمون تموم شد، کس دیگه ای با دستشویی کار نداره؟
(سریال ترش و شیرین)

 

می دونی اگه توی یک جیبت 80هزار تومان و توی جیب دیگرت یه چک پول باشه چی می شه؟
بابات داد می زنه می گه: پدرسوخته! چرا شلوار منو پوشیدی؟

 

این اس ام اس رو نخون
.....
.....
گفتم نخون عزیزم
.....
.....
نخون دیگه!
.....
.....
حالا که جنبه نداری اصلا نمی گم

 

صبح ها نمی تونم صبحونه بخورم چون دوستت دارم.
ظهرها نمی تونم ناهار بخورم چون دوستت دارم.
شبها نمی تونم شام بخورم چون دوستت دارم
شبها نمیتونم بخوابم...چون گرسنمه!!!

 

می دونی فرق تو با فرغون چیه؟
اون گل می بره، تو دل!

 

سرسبزترين سبزه ها تقديم تو باد . . . . . . .
( ستاد تامين علوفه دامي ) طرح ويژه جمع آوري سبزه هاي 13 به در!

 

می دونی CNG مخفف چیه؟
یعنی سوخت نداریم جیگر!

 

دقت کردي که قشنگترين و عزيز ترين چيزاي دنيا هميشه يکين ؟ ماه يکيه ... خورشيد يکيه ... زمين يکيه ... خدا يکيه ... مادر يکيه ... پدر يکيه ... منم يکي هستم

 

من گلم تو منگلي... با هم ميشم گلمنگلي

 

آرزوی جوجه تیغی: بغلش کنن.
آرزوی پاندا:
عکس رنگی بندازه
آرزوی گوسفند: رو صندلی جلو وانت بشینه
آرزوی خر: نمی گم داغ دلت تازه نشه!


 

نوشته شده توسط marjan در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت 19:12 موضوع | لینک ثابت


پشتت رو نگاه كن ببين دم داري؟
......
خوب نگاه كن
....
نداري؟ پس خودتي!
چون خر ما از كره گي دم نداشت!

 

من از عمرم چه فهميدم، نفهميدم چه فهميدم، همان اندازه فهميدم، كه فهميدم نفهميدم...  

يادته يه روز تو رو از بابانوئل خواسته بودم؟
امروز اومد گفت من تو كار جنس بنجل نيستم!

 

...من تازه فهميدم که تو تنها کسي هستي که تو جاده ها ي پر پيچ و خم زندگيم تنهام نميزاري و ميشه بهت اعتماد کرد ازت ممنونم لاستيک دنا !

 

 pppppppppppppppppppppppppppppp
ببخشيد... كليد P گير كرده بود!

 

 ميخوام بگم دوستت دارم... نه به 21 زبان زنده دنيا... بلکه به زبان قلبم....
گوش کن: تالاپ..تولوپ...

 

دل به تو دادم که ناز کنی نگفتم که جیگرکی باز کنی

 

زندگی قشنگه اگه با تو باشه . . . مرگ قشنگه اگه برای تو باشه . . . دلتنگی قشنگه اگه به خاطر تو باشه . . . من قشنگم اگه با تو باشم . . . اما تو هر کاری بکنی قشنگ نميشی ! پس بيخود زور نزن .

 

از اداره هوا شناسی مزا حمتون می شم، ببخشید اگه یه نفر دلش هوای تو رو کرده با شه باید چی کار کنه؟؟

 

بهترین روش براي گفتن دوستت دارم فقط يه لبخنده . . . . . . . نيشتو ببند!

 

5 حقیقت جالب زندگی:
1- تو می تونی همه دندوناتو با زبونت لمس کنی.
2- همه احمق ها بعد از خوندن حقیقت اول اونو امتحان می کنند.
3- حقیقت اول یه دروغه
4- الان تو لبخند زدی چون یه احمقی!
5- به زودی این اس ام اس رو برای یه احمق دیگه می فرستی.
ببینم...تو هنوز نیشت بازه؟

 

تو قندي...
نباتي...
شکلاتي...
عسلي...
يا که شيريني نداري بدي من با چاييم بخورم؟

 

 @#$%^&*(())_+@(@^&*(-^&*%$#
اینو نوشتم که سرت گرم باشه دستتو توی دماغت نکنی!


 

نوشته شده توسط marjan در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت 19:10 موضوع | لینک ثابت